منهاج سراج

42

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

بران خون كه مىجوشيد بكشت ، تا آن خون قرار گرفت و بازگشت ، و بنى اسرائيل را برده كرد ، و در ميان اسيران ارميا و عزير و دانيال اصغر بودند از فرزندان دانيال اكبر . بخت نصر خوابى هايل ديد . دانيال اصغر را طلب كرد ، و دران وقت بخت نصر ملك بابل بود ، او را تعبير كرد ، و آن خط كه دانيال اكبر ستده بود باز نمود ، و بنى اسرائيل ، از شفاعت او خلاص يافتند ، و بشام باز آمدند ، و اللّه اعلم . عزيز عليه السّلام عزيز بن سارما [ ( 1 ) ] چون از بخت نصر خلاص يافت ، و به بيت المقدس آمد ، و با اوسله [ ( 2 ) ] انجير بود و قدرى شير و درازگوشى ، آن خرابى ديد ، در خاطرش آمد : كه زنده گردانيدن اينها چگونه باشد ؟ حق تعالى در سايهء درختى كه او بخفت ، صد سال او را در خواب بداشت ، چون بيدار شد ، پنداشت كه يك روز يا بعضى از روز خفته است حيرت كرد ، در ان خر و شير و انجير نگاه كرد ، برقرار خود ديد ، و دراز گوش ريزه ريزه شده ، حق تعالى در پيش او زنده گردانيد ، باز آمد و تورات را جمله املا كرد ، تا بىنقصانى بنوشتند . زكريا عليه السّلام زكريا عليه السّلام ابن اذن [ ( 3 ) ] از فرزندان مهتر داود بود ، و او مرد درودگر [ ( 4 ) ] بود ، و زن او اشباع بنت عمران بن مامان بن اسيم بن يغافيم [ ( 5 ) ] بود .

--> [ ( 1 ) ] مير خواند : عزيز بن شرحيا ، سرحيا . ابو الفدا : و اسم العزيز بالعبرانيه عزرا ، و هو من ولد فنحاس بن العزر بن هارون . [ ( 2 ) ] سبد و زنبيل « المنجد » . غياث گويد كه تركى است . ابو الفدا : و معه حماره و سله فيها طعام . [ ( 3 ) ] تورات : زكريا بن يوخيا . مسعودى ( ص 37 ج 1 ) زكريا و هو من ولد داود من سبط يهودا . ميرخواند : پدر زكريا : اذان ، ذان . گزيده : زكريا بن برخيا بن البعار . [ ( 4 ) ] درودگر : بضمتين نجار ، و اين مأخوذ از درون است ، كه چوب و زراعت قطع كردن باشد ( غياث ) . بو على سينا در دانش نامه اين كلمه را بمعنى بناء آورده است ( ص 100 طبع تهران ) . [ ( 5 ) ] مسعودى : ايساع بنت عمران بن ماتان بن يعاميم من ولد داود . طبرى : عمران بن ماتان . ميرخواند : و عمران بن ماتان پدر مريم از اولاد سليمان بود . گزيده : مريم بنت عمران بن ثامان بن البعار ابن اليهود بن امين . . . از اولاد سليمان .